جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
17
تحفة الملوك ( فارسى )
العقل استنطقه . ثمّ قال له : اقبل ، فاقبل . ثمّ قال له : ادبر ، فادبر . ثمّ قال : و عزّتي و جلالي ما خلقت خلقا هو احبّ إلىّ منك و لا اكملتك إلا فيمن احبّ اما انّي إيّاك آمر و إيّاك انهى و إيّاك اعاقب و إيّاك اثيب » . معتقد است كه عقل طى دو فرمان از سوى خداوند با موجودات اتصال يافته است . در آغاز ، فرمان يافت تا از اصل خود جدا شده و با نزول در عالم به سوى مخلوقات روى كند . از اين حركت وجهه ظاهرى عقل به وجود آمد كه با زمان و مقام نبوت و تنزيل مطابقت دارد . فرمان دوم ، عقل را وادار مىكند كه به اصل خويش بازگردد . اين حركت وجهه ظاهرى عقل را به وجهه باطنى آن باز مىگرداند كه با زمان و مقام ولايت مطابقت دارد . در برابر حماسه معنوى عقل ، ضد آن جهل قرار دارد . جهل نيز به استناد روايت ديگرى فرمان يافت تا با جدايى از اصل خويش به سوى مخلوقات روى آورد . او نيز چنين كرد ، اما در فرمان دوم ؛ يعنى بازگشت جهل به حق ، جهل به اصل خود باز نگشت و از فرمان خداوند سرپيچى نمود . عقل و جهل ، پس از فرمان اول ، با عبور از دو عالم ارواح و نفوس و عالم اشباح و مثال ، به محل تكوّن بنى آدم مىرسند و در اين محل باهم تلاقى مىكنند . در واقع ، اين محل ، كه در لسان كشفى « مجمع البحرين » نام گرفته است ، جايى است كه علاقه جهل و فيض عقل به آدميان متوجه مىگردد . و طبق سوم نيز از خواص ، آثار و علامات عقل و متعلقات آن سخن مىگويد . كشفى در اين طبق با نقل روايتى ، ده اثر عقل را كه هركدام به نوبه خود ، منشأ ده خصلت ديگر است بيان مىكند . نكته مهم در اين مباحث آن است كه وى براى هر خصلت ، سه ضد برمىشمارد و در تجزيه و تحليل آنها ، راههاى تحصيل و شيوههاى دفع موانع و مضرّات آنها را نيز بيان مىكند . در خاتمه نيز او پس از بيان آثار و احكام عقل ( كه به امر معيشت و تدبير رعيت كه به امر تهذيب نفس و رعيتدارى بدن مىپردازد مرتبطاند ) ، دو علم تدبير منزل و سياست مدن را بررسى مىكند . در مبحث تدبير منزل ، كشفى پس از بيان اينكه ، فلسفه و هدف خلقت ، كمال انسان است ، از دو نوع زندگى و تدبير سخن به ميان مىآورد : زندگىاى ، كه هدفش آخرت است . و تدبيرى كه هدف آن ، خود زندگى است . به باور